تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
باشى . خدا فرمود : پس ما بعد از تو ، قوم تو را آزموديم و سامرى ايشان را گمراه ساخت . ) موسى عرض كرد : « پروردگارا ، اين سامرى به آنان فرمان داد تا گوساله را به خدائى بپذيرند . چه كسى در آن گوساله روح دميد ؟ » خداوند در پاسخ فرمود : « من » موسى گفت : « پس تو آنان را گمراه كرده‌اى ! » بعد ، موسى هنگامى كه با خداى بزرگ راز و نياز مىكرد ، دوست داشت كه خدا را بنگرد .
قالَ : رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ . قالَ : لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي . فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً . فَلَمَّا أَفاقَ قالَ : سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ .
[ ( 1 ) ] ( موسى گفت : « پروردگارا ، خود را به من نشان ده تا تو را بنگرم . » خدا فرمود : « هرگز مرا نخواهى ديد . و ليكن به كوه بنگر . اگر آن كوه - هنگام تجلى من - بر جاى خود ماند ، تو نيز مرا خواهى ديد . » هنگامى كه فروغ خدائى بر كوه تافت ، آن را با خاك يكسان ساخت . موسى كه چنين ديد ، بيهوش شد . و هنگامى كه به هوش آمد ، عرض كرد :
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره اعراف - آيه 143