جريان از اين قرار بود كه هارون به فرزندان اسرائيل گفت :
« غنائمى كه از مصر آوردهايد ، همچنين زر و زيورهائى كه از قبطيان وام گرفتهايد ، به شما حلال نيست . بنابر اين گودالى بكنيد و آنها را در آن بريزيد تا موسى برگردد و دربارهء نحوهء مصرف آنها تصميمى بگيرد . »
آنان نيز چنين كردند .
بعد ، سامرى با يك مشت خاك كه از جاى سم اسب جبرائيل برگرفته بود ، آمد و خاك را در آن گودال ريخت و زر و زيورها تبديل به مجسمهء گوسالهاى شدند كه مانند گوسالهء واقعى نعره بر مىآورد .
و نيز گفته شده است :
آن زر و زيورها در آتش ريخته شد و آب گرديد و سامرى اين خاك را بر آن پاشيد كه مجسمهء گوسالهاى شد و صداى گوساله مىكرد .
همچنين گفتهاند كه هم صداى گوساله مىكرد و هم راه مىرفت .
برخى نيز برآنند كه آن گوساله ، تنها يك بار نعره برآورد و صداى او ديگر تكرار نشد .
و نيز گفته شده است :
سامرى به فن زرگرى با آن زر و زيورها مجسمهء گوساله را سه روزه ساخت . بعد آن خاك را بر او ريخت كه برخاست و نعره كشيد .
همين كه فرزندان اسرائيل چشمشان بدان گوساله افتاد ، سامرى به ايشان گفت :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 240
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤٠