آنگاه موسى دو لشكر بزرگ ترتيب داد كه هر لشكر شامل دوازده هزار تن بود .
اين دو لشكر را به شهرهاى فرعون فرستاد كه درين زمان از مردم تهى بود زيرا سروران و بزرگانشان را خدا نابود كرده بود و جز زنان و كودكان و از كار افتادگان و بيماران و پيران و ناتوانان در آن شهرها ديده نمىشدند .
آن دو لشكر كه يكى به فرماندهى يوشع بن نون و ديگرى به فرماندهى كالب بن يوفنا بود به مصر حمله بردند و داخل شهرها شدند و اموال و كالاهاى بسيارى به غنيمت گرفتند و آنچه را كه مىتوانستند بردند و آنچه را كه از حملش عاجز بودند ، فروختند .
هنگامى كه موسى در مصر به سر مىبرد ، خداوند به دو وعده فرموده بود كه وقتى او با بنى اسرائيل از مصر بيرون رفت و دشمنانش نيز به يارى خدا نابود شدند ، براى او كتابى بفرستد كه در آن آنچه بايد انجام دهند و آنچه بايد از انجامش پرهيز كنند درج شده باشد .
همين كه خداوند فرعون را نابود ساخت و موسى و قومش را نجات داد ، فرزندان اسرائيل گفتند :
« اى موسى ، كتابى را كه به ما وعده دادهاى ، بياور . »
حضرت موسى عليه السلام از پروردگار خويش آن را خواست . خداوند به دو فرمود كه سى روز روزه بگيرد و شست و شو كند و جامهء خويش را پاكيزه سازد و به كوه طور سينا بيايد تا با او سخن گويد و آن كتاب را به دو ببخشد .
موسى ، سى روز را كه نخستين روز آن آغاز ماه ذى القعده بود ، روزه گرفت و هارون ، برادر خويش را به جانشينى خود ، بر بنى اسرائيل گماشت و به سوى آن كوه روانه شد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 238
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣٨