تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
وقتى ديد از يك كرانه به كرانهء ديگر راه‌هائى در ميان آب باز شده ، به كسان خويش گفت : « نمىبينيد كه آب شكافته شده و براى من راه باز كرده تا بروم و دشمنانم را به چنگ بياورم ؟ » فرعون در برابر دهانه راه‌ها ايستاده بود و مىخواست با ياران خود از آب بگذرد ولى همراهانش پيش نمىآمدند ، زيرا اسبان آنها حركت نمىكردند . درين هنگام ، جبرائيل ، سوار بر ماديان در آنجا فرود آمد و بر آب زد . اسب‌هاى فرعونيان همين كه بوى ماديان را شنيدند در پى او شتافتند و پيش رفتند تا وقتى كه نخستين سوار به كرانهء ديگر رود رسيده بود و مىخواست بيرون برود و آخرين سوار نيز تازه داخل رود شده بود . درين هنگام به آب فرمان داده شد كه آنان را فرا گيرد . آب نيز به طغيان درآمد و تلاطم كرد و همه‌ى فرعونيان را غرق ساخت در حالى كه بنى اسرائيل بر كرانهء رود ، غرق شدن ايشان را تماشا مىكردند . جبرائيل ، درين گير و دار ، خود را به فرعون رساند و پاره‌اى از گل رود را برگرفت و به دهان فرعون زد . فرعون هنگامى كه داشت غرق مىشد ، گفت : « من اينك ايمان مىآورم به اين كه نيست خدائى جز همان خدا كه فرزندان اسرائيل به دو ايمان آورده‌اند . » اين را گفت و غرق شد . بعد ، خداوند ميكائيل را فرستاد تا فرعون را سرزنش كند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 236 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت