نيز فرعون ما را مىگيرد و مىكشد . »
قالَ : كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ
[ ( 1 ) ] ( موسى گفت : نه ، هرگز چنين نيست . من پروردگارى دارم كه مرا - براى نجات شما - راهنمائى خواهد كرد . )
فرزندان اسرائيل به دريا ، يعنى : رود نيل ، رسيدند . اينك آب در پيش روى و فرعون در پشت سرشان بود . از اين روى ، دل بر هلاك نهادند و يقين كردند كه نابود خواهند شد .
ولى موسى پيش آمد و با عصاى خويش به رود نيل زد .
ناگهان آب شكافته شد و هر بخش از آب همچون ديوار بلندى شد كه همانند كوه بزرگى بود .
ميان آب دوازده راه باز شد كه هر راه براى گذشتن يك گروه از بنى اسرائيل بود .
هنگام عبور ، هر گروه مىگفت :
« بىگمان ياران ما در آب نابود شدهاند . »
از اين رو ، ديوارهاى كلفت آب كه ميان راهها مانند كوههاى بزرگى قرار گرفته بودند ، به فرمان خداوند به گونه پنجرههائى در آمدند .
در نتيجه ، هر گروه از بنى اسرائيل ، هنگام عبور از نيل به چپ و راست خود مىنگريستند و ياران خويش را كه از راههائى موازى راه ايشان گام برمىداشتند ، مىديدند ، تا وقتى كه همه به كرانهء ديگر رود نيل رسيدند و از آب گذشتند .
بعد ، فرعون و يارانش به كرانهء نيل رسيدند .
آب ، به همان حال باقى مانده بود . از اين رو ، فرعون
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره شعرا - آيه 62