به ديدن آن منظره شاد شد و خنديد .
فرعون گفت :
« ديوانگى اين زن را ببينيد كه شكنجهء مىبيند و مىخندد . »
آسيه ، سپس درگذشت .
فرعون ، وقتى ديد كه مردمش از كار موسى هراسان شدهاند ترسيد كه به موسى ايمان بياورند و ديگر او را نپرستند .
اين بود كه پيش خود تدبيرى انديشيد و به وزير خويش گفت :
يا هامانُ ابْنِ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ ، أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ كاذِباً .
[ ( 1 ) ]
( اى هامان ، براى من كاخى بلند بساز تا بدين وسيله بر آسمانها برسم و از خداى موسى آگاهى يابم زيرا گمان مىبرم كه او دروغگوست . )
هامان دستور داد كه آجر بسازند . و او نخستين كسى بود كه آجر ساخت .
آنگاه بنايان و صنعتگران را گرد آورد و هفت سال صرف ساختن آن كاخ كرد و آن را به اندازهاى بلند ساخت كه هيچ كاخ ديگرى به بلندى آن نمىرسيد .
ديدن آن بنا براى موسى سخت بود و او را رنج مىداد .
از اين رو خداوند به دو وحى فرستاد و فرمود :
« بگذار هر چه مىخواهد بكند . من با او مدارا مىكنم ولى در ظرف يك ساعت هر چه را كه ساخته از بين مىبرم ! » وقتى ساختمان كاخ او به پايان رسيد ، خداوند جبرائيل
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره مؤمن - آيههاى 36 و 37