تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
آسيه جواب داد : « من ديوانه نيستم ، بلكه به خداى بزرگى ايمان آورده‌ام كه پروردگار من و تو و پروردگار تمام جهانيان است . » فرعون مادر زن خود را فرا خواند و به دو گفت : « دخترت هم به همان جنونى دچار شده كه آن زن آرايشگر گرفتار شده بود . سوگند ياد مىكنم كه يا بايد خداى موسى را انكار كند يا مزهء مرگ را بچشد . » مادر آسيه با دختر خود خلوت كرد و از او خواست كه با فرعون موافقت كند . ولى آسيه نپذيرفت و گفت : « من خدا را منكر شوم ؟ به خدا كه هرگز اين كار را نخواهم كرد ! » به فرمان فرعون ، او را به چهار ميخ كشيدند و شكنجه كردند تا جان سپرد . هنگامى كه مرگ را به چشم خويش مىديد ، گفت :
رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ .
[ ( 1 ) ] ( پروردگارا ، براى من در نزد خود ، خانه‌اى در بهشت بساز و مرا از دست فرعون و كار او ، و اين گروه ستمكار كه يار او هستند ، رهائى ده . ) در دم مرگ ، خدا بار ديگر چشم بينش او را باز كرد . از اين رو ، باز همان فرشتگان را ديد با وعده‌اى كه از بزرگوارى و مهربانى خداوند دربارهء او ، به دو مىدادند .
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره تحريم - آيه 11
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 228 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت