تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
كنى و به خاك سپارى » . گفت : « اين نياز تو برآورده خواهد شد . » آنگاه به دستور فرعون در پيش چشم آن زن ، فرزندانش را يكايك در تنور انداختند . آخرين فرزندش كودك خردسالى بود كه رو به مادر كرد و گفت : « مادرجان ، پايدارى كن ، زيرا حق با تست . » سرانجام ، مادر را نيز در پى فرزندانش به تنور افكندند . آسيه ، همسر فرعون ، از بنى اسرائيل بود ، برخى نيز گفته‌اند از قومى ديگر بود . او نيز زنى خداپرست بود ولى ايمان خود را پوشيده مىداشت . هنگامى كه زن آرايشگر كشته شد ، آسيه فرشتگان را ديد كه روح آن زن را به آسمان‌ها مىبرند . در اين جا خداوند چشم بينش آسيه را باز كرد چون او شكنجهء زن آرايشگر را مىديد و رنج مىبرد . هنگامى كه چشمش بدان فرشتگان افتاد ، ايمانش نيرو گرفت و يقينش افزايش يافت و سخنان موسى را كه راست مىپنداشت ، بيش از پيش باور كرد . در اين وقت بود كه فرعون به دو رسيد و خبر كشته شدن زن آرايشگر را به دو داد . آسيه گفت : « واى بر تو ! به چه جرأتى با خدا درافتادى ! » فرعون كه چنين انتظارى از زن خود نداشت ، گفت : « شايد تو هم به همان ديوانگى دچار شده‌اى كه آن زن دچار شده بود ؟ »