كنى و به خاك سپارى » .
گفت :
« اين نياز تو برآورده خواهد شد . »
آنگاه به دستور فرعون در پيش چشم آن زن ، فرزندانش را يكايك در تنور انداختند .
آخرين فرزندش كودك خردسالى بود كه رو به مادر كرد و گفت :
« مادرجان ، پايدارى كن ، زيرا حق با تست . »
سرانجام ، مادر را نيز در پى فرزندانش به تنور افكندند .
آسيه ، همسر فرعون ، از بنى اسرائيل بود ، برخى نيز گفتهاند از قومى ديگر بود . او نيز زنى خداپرست بود ولى ايمان خود را پوشيده مىداشت .
هنگامى كه زن آرايشگر كشته شد ، آسيه فرشتگان را ديد كه روح آن زن را به آسمانها مىبرند .
در اين جا خداوند چشم بينش آسيه را باز كرد چون او شكنجهء زن آرايشگر را مىديد و رنج مىبرد . هنگامى كه چشمش بدان فرشتگان افتاد ، ايمانش نيرو گرفت و يقينش افزايش يافت و سخنان موسى را كه راست مىپنداشت ، بيش از پيش باور كرد .
در اين وقت بود كه فرعون به دو رسيد و خبر كشته شدن زن آرايشگر را به دو داد .
آسيه گفت :
« واى بر تو ! به چه جرأتى با خدا درافتادى ! » فرعون كه چنين انتظارى از زن خود نداشت ، گفت :
« شايد تو هم به همان ديوانگى دچار شدهاى كه آن زن دچار شده بود ؟ »
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 227
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٢٧