مىكنيد . )
چون فرعون و يارانش در كفر پايدار ماندند و از گردنكشى خوددارى نكردند ، خداوند پى در پى نشانههاى خشم خويش را در ديدهء ايشان آشكار ساخت .
نخست بر آنان طوفانى فرستاد كه همراه با بارانى پياپى و سنگين بود ، چنان كه هر چه داشتند ، غرق كرد .
از اين رو دست به دامان حضرت موسى ( ع ) زدند و گفتند :
« اى موسى ، از پروردگار خود بخواه كه اين آسيب را از ما دور سازد تا ما به تو ايمان بياوريم و فرزندان اسرائيل را رها كنيم و همراه تو بفرستيم كه آنان را به هر كجا كه خواهى ببرى . »
به دعاى موسى ، خداوند آن آسيب را بر طرف ساخت .
ولى از بارانى كه باريده بود كشتههاى ايشان روئيد و به ثمر رسيد .
بعد گفتند :
« چقدر خوشوقت مىشديم اگر باران نمىآمد . »
خداوند - به جاى باران - ملخها را فرستاد كه به - كشتزارهاى ايشان حمله بردند و هر چه كاشته بودند همه را خوردند .
باز از موسى خواستند تا اين بلا را از سرشان رفع كند تا به دو ايمان بياورند .
موسى باز دعا كرد و آن بلا را از ايشان دور ساخت .
ولى اين بار هم ايمان نياوردند و گفتند :
« از آنچه كاشتهايم ، هنوز مقدارى بر جاى مانده است . »
خداوند سن را فرستاد كه آفت محصولاتشان شد و كشتزارها و درختان ايشان همه را نابود كرد . خوراكشان را مىخورد و نمىتوانستند چنين آفتى را چاره كنند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 231
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣١