از اين رو ، بار ديگر از موسى خواستند كه آن آفت را از محصولاتشان دور سازد .
موسى نيز چنين كرد ولى باز ايمان نياوردند .
اين دفعه خداوند غوكان را فرو فرستاد كه در ديگهاى ايشان و خوراكهاى ايشان افتادند و همهى خانهها را پر كردند .
باز به موسى پناهنده شدند و درخواست كردند كه گزند قورباغهها را از سرشان دور گرداند تا به دو ايمان آورند .
موسى از اين بلا نيز نجاتشان داد ولى باز از ايمان آوردن به دو خوددارى كردند .
آنگاه خداوند بر آنان خون فرستاد ، چنان كه آبهاى فرعونيان ، همه تبديل به خون شد .
فرعونى و اسرائيلى هر دو از يك آب مىنوشيدند . ولى وقتى كه اسرائيلى آب برمىداشت همان آب بود و هنگامى كه فرعونى برمىداشت خون بود .
اسرائيلى آب را در دهن خود مىگرفت و به دهان فرعونى پرتاب مىكرد و همين كه به دو مىرسيد ، خون مىشد .
اين وضع هفت روز طول كشيد .
باز فرعونيان به تنگ آمدند و از موسى خواستند كه ايشان را از آن آسيب رهائى بخشد تا به دو ايمان آورند .
موسى باز هم درخواست ايشان را پذيرفت و آن آسيب را رفع كرد . ولى اين بار هم ايمان نياوردند .
موسى و هارون سرانجام از ايمان آوردن فرعون و كسانش نااميد شدند .
از اين رو ، موسى دست به دعا برداشت در حالى كه هارون آمين مىگفت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 232
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣٢