تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
موسى نيز عصاى خود را افكند كه ناگهان اژدهائى پديدار گرديد . ) اژدها ، دهان خود را گشود و فك پائين را بر زمين و فك بالا را برابر كاخ فرعون نهاد و به سوى فرعون روى آورد تا او را بگيرد . فرعون سرآسيمه شد و هراسان از جاى جست و چنان ترسيد كه جامهء خود را آلوده ساخت . پس از آن بيست روز و اندى گرفتار شكم روش بود به شدتى كه چيزى نمانده بود بميرد . از اين رو سرانجام ناچار حضرت موسى عليه السلام را به پروردگارش سوگند داد كه آن اژدها را ازو دور كند . موسى نيز آن را از زمين برگرفت كه به گونه نخستين بازگشت و همان عصا شد . بعد ، موسى دست خويش در گريبان برد و بيرون آورد در حالى كه مانند برف سپيد بود و پرتوى از آن مىدرخشيد . سپس دست را باز به سوى گريبان خود برد و دستش دوباره به حال اول برگشت و همان رنگ طبيعى را كه داشت ، باز يافت . بار دوم كه دست را از گريبان بيرون آورد فروغى از آن تابيد كه آسمان را روشن ساخت و اين روشنائى به اندازه‌اى بود كه چشم‌ها را آزار مىداد . به همه سوى پرتو افكند و خانه‌ها را چنان روشن كرد كه روشنائى آن از روزنه‌ها و پشت پرده‌ها ديده مىشد . فرعون نتوانست بدين نور نگاه كند . موسى بار ديگر دست خود را به گريبان برد و هنگامى كه بيرون آورد باز به رنگ طبيعى خويش بود . خداى بزرگ به موسى و هارون وحى فرستاد كه :