تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ .
[ ( 1 ) ] ( موسى در هنگام خواب و آسايش مردم وارد آن شهر شد و دو مرد را يافت كه با يك ديگر زد و خورد مىكردند . يكى از آن دو ، جزو كسان و پيروان موسى و ديگرى از دشمنان وى بود . آن كه از پيروان موسى بود از دست كسى كه دشمنش بود به موسى پناه آورد . ) مىگويند : آن كه از كسان موسى بود اسرائيلى ، و به قولى سامرى ، و آن كه دشمنش شمرده مىشد ، از قبطيان بود . مردى كه به موسى پناه آورده و دست به دامن وى زده بود ، موسى را مىشناخت و از مقام وى در ميان بنى اسرائيل و جانبدارى و حمايت وى از ايشان ، آگاهى داشت زيرا موسى تا آن زمان بنى اسرائيل را از گزند قبطيان حفظ كرده بود . فرزندان اسرائيل نمىدانستند كه موسى از ايشان است و گمان مىبردند كه طرفدارى موسى از ايشان ، تنها به علت شيرخوارگى و پرورش او در دامن يك زن اسرائيلى است . بارى ، موسى به هوادارى آن مرد برخاست و چنان به خشم آمد كه مشتى سخت بر دشمن وى نواخت و او را از پاى درآورد و كشت . بعد ، از اين كار خود پشيمان شد و گفت :
هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ ، إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ ، قالَ : رَبِّ
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره قصص - آيه 15