تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
بالاخره در اجراى نقشهء خود توفيق يافتند . » دست و پا و آلت رجوليت او را بريدند و سنگسارش كردند تا درگذشت . از رويدادهاى سال 596 يكى هم واقعهء قتل نظام الملك مسعود بن على است كه ابن اثير آن را بدين گونه شرح مىدهد : در اين سال ، در ماه جمادى الآخر ، ملاحدهء اسماعيلى به نظام الملك مسعود بن على ، وزير خوارزمشاه علاء الدين تكش ، حمله بردند و او را كشتند . او مردى پارسا و بسيار نيكو كار و نيكرفتار بود . . . از او آثار نيكوئى بر جاى مانده است . فرزندى خردسال داشت . پس از كشته شدن او خوارزمشاه اين پسر خردسال را ، براى رعايت حق پدرش ، به وزارت گماشت . به او گفتند كه از وزارت استعفا بدهد . او نيز براى سلطان پيام فرستاد و گفت : « من پسرى خرد سال هستم كه شايستگى اين مقام بزرگ را ندارم . بهتر است كه سلطان كسى را بدين كار گمارد كه شايسته باشد ، تا من بزرگ شوم . آن وقت اگر من شايستگى اين كار را داشتم ، در اختيار سلطان خواهم بود . » خوارزمشاه پاسخ داد : « ترا از اين كار معاف نمىكنم . من وزير تو هستم . در كارها به من رجوع كن و از من دستور بگير . بدين ترتيب هيچيك از كارهاى وزارت متوقف نمىماند . »

پيشگوئىهائى كه به حقيقت مىپيوندد

ابن اثير به خاطر علاقه‌اى كه به شرح جزئيات هر واقعه‌اى