همسر ابو طالب سميرمى نيز در آن روز با موكب خود كه قريب صد كنيز و گروهى خدمتكار بودند و بر ارابههاى زرنگار جاى داشتند ، به گردش رفته بود .
آنان وقتى خبر كشته شدن وزير را شنيدند ، اشكريزان به پاى پياده باز گشتند .
در يك چشم به هم زدن ، آن عزت و ناز تبديل به خوارى ، و آن شادى و سرور مبدل به ناله و زارى گرديد .
بزرگ خداوندى است كه فرمانروائى او جاودانى است و هيچگاه زوال نيابد .
راجع به كشته شدن قسيم الدوله آقسنقر برسقى ، كه از رويدادهاى سال 520 است ، مىنويسد :
درين سال در دوم ماه ذى القعده ، قسيم الدوله آقسنقر برسقى ، فرمانرواى موصل ، در شهر موصل كشته شد .
او را باطنيان در روز جمعه در مسجد جامع شهر ، به قتل رساندند .
او هميشه روزهاى جمعه براى اداى نماز جماعت به مسجد مىرفت . در شب جمعه ، يعنى شبى كه روز بعدش كشته شد ، به خواب ديد كه دستهاى از سگها بر او حمله كردهاند . و او برخى از آنها را كشته ولى برخى ديگر به او آسيب رساندهاند .
اين خواب را براى ياران خود حكايت كرد .
به او توصيه نمودند كه چند روز از خانهء خود بيرون نرود .
ولى او گفت :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 82
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٢