كه داشتند كارش را مىساختند .
اين فدائيان چنان در كار خود ورزيده بودند كه كمتر امكان داشت به مقصود نرسند و شكار خود را از دست بدهند . با اين وصف هميشه بجاى ، يك نفر ، دو يا سه نفر ، يا بيشتر ، مأمور قتل مىشدند تا اگر زخمى كه ضارب نخستين مىزند كارگر نيفتاد و خود او كشته شد ، ضارب دومى و بعد ضارب سومى حمله كند تا بالاخره حريف بر اثر زخمهاى پى در پى ، از پا درآيد .
در تاريخ « كامل » ، برخى از حملات فدائيان اسماعيلى نسبتا مشروح بيان شده ، منتهى ابن اثير مانند بيشتر مورخان قديم ، كه از اسماعيليان تنفر داشتند و آنان را دشمن اسلام مىدانستند ، در اغلب موارد تعصبى هم نشان داده و كلماتى مانند « ملعون » و « ملحد » را دربارهء آنان به كار برده است .
كشته شدن ابو طالب سميرمى را كه به سال 516 اتفاق افتاد ، چنين شرح ميدهد :
درين سال كمال الدين ابو طالب سميرمى ، وزير سلطان محمود سلجوقى ، در آخر ماه صفر كشته شد .
او تصميم گرفته بود كه همراه سلطان محمود به همدان برود . لذا اول به حمام رفت .
پس از استحمام و آمادگى براى سفر به راه افتاد در حالى كه تنى چند از گماشتگانش در جلوى او حركت مىكردند .
پس از عبور از بازار مدرسهاى كه خمار تگين تتشى بنا كرده بود ، به گذرگاه باريكى رسيد كه دو سوى آن را پرچينى از بوتههاى خار احاطه نموده بود .
به علت باريكى راه ، از كسان خود پيش افتاد و همين كه تنها شد يك نفر باطنى به او حمله كرد و با كارد ضربهاى فرود آورد كه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 80
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٠