به او نخورد و به استر او خورد .
ضارب به سوى دجله گريخت و غلامان ابو طالب او را دنبال كردند و اطراف ابو طالب را خالى گذاشتند . درين وقت باطنى ديگرى موقع را غنيمت شمرد و با كارد ضربهاى به پهلوى او وارد آورد و او را از استر به زير كشيد و بر زمين انداخت و چند زخم بر او زد .
كسان وزير كه به دنبال ضارب اولى رفته بودند برگشتند .
ولى دو مرد باطنى به آنان حملهور شدند و آنها هم ترسيدند و فرار كردند و هنگامى دوباره بازگشتند كه ديدند وزير را مثل گوسفند سر بريدهاند .
جسد مقتول كه بيش از سى زخم برداشته بود به خانهاش حمل گرديد و قاتلان او نيز به قتل رسيدند .
وقتى كه در حمام بود ، منجمان طالع وى را گرفتند كه ببينند چه ساعتى براى خروج از شهر و رفتن به همدان مناسب است .
به دو گفتند : « اين وقت بسيار مناسب است و اگر درنگ كنى ، چنين طالع سعدى از دست خواهد رفت . »
او هم مركب را زين كرد و سوار شد . حتى مىخواست غذا بخورد ، و نگذاشتند و گفتند : « درنگ جائز نيست چون ساعت سعد به هدر خواهد رفت . »
اما سخن منجمان هيچ سودى نداشت چون او در همان ساعت به قتل رسيد .
مدت وزارت او سه سال و ده ماه بود .
سلطان محمود اموال و خزانهء او را گرفت و پس از او وزارت خود را به شمس الملك بن نظام الملك داد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 81
مساهمون: ابن الأثير
ص٨١