تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
سبب مرگ او اين بود كه بيمار شد و بيمارى او شدت يافت . عضد الدين ابو الفرج بن رئيس الرؤسا كه پيشكار او بود ، و قطب الدين قايماز مقتفوى ، كه آن زمان در بغداد سردارى بزرگ به شمار مىرفت ، هر دو از خليفه انديشه مىكردند و بر جان خويش بيمناك بودند . بنابر اين وقتى بيمارى خليفه رو به سختى نهاد ، اين دو تن با يك ديگر همدست شدند و پزشك معالج خليفه را بر آن داشتند تا چيزى را كه زيان آور بود و به وى آسيب مىرساند برايش تجويز كند . پزشك نيز رفتن به گرمابه را برايش تجويز كرد . خليفه به خاطر ضعفى كه داشت از دخول در گرمابه خوددارى كرد ولى بعد وارد حمام شد . آنگاه در حمام را به روى او بست . او نيز در آن جا جان سپرد . همچنين از كسانى كه بر آن حال آگاهى داشتند شنيدم كه مىگفتند : خليفه نامه‌اى به وزير خود نگاشت و به دو دستور داد كه عضد الدين و همچنين قطب الدين را دستگير كند و به دار آويزد . اين نامه را به پزشك خود ، ابن صفيه ، داد كه به وزير برساند . ابن صفيه نزد عضد الدين رفت و دستخط خليفه را نشانش داد . عضد الدين نامه را گرفت و گفت : « بر گرد و به خليفه بگو كه من دستخط را به وزير رساندم . » او نيز چنين كرد . عضد الدين بعد قطب الدين و يزدن و برادرش تنامش را به نزد خود فرا خواند و دستخط را بدانها نشان داد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 75 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت