عبرت آموزى
يكى از ويژگيهاى ابن اثير اين است كه اغلب ، پس از بيان انقراض سلسلهاى يا بر افتادن دولتى ، اين قدرتهاى زوالپذير را با قدرت لا يزال خداوند مقايسه مىكند و توانائى پروردگار را مىستايد و ما را به انديشه كردن از ورق گردانى ليل و نهار و عبرت گرفتن از گردش روزگار واميدارد .
درين تاريخ ، نخستين رويداد سال 567 شرح « خطبه خواندن به نام عباسيان در مصر و انقراض دولت علويان » است :
در اين سال ، در دومين جمعه از ماه محرم ، خطبهاى كه به نام خليفهء مصر خوانده مىشد قطع گرديد . . .
علت خطبه خواندن به نام عباسيان در مصر اين بود كه صلاح الدين يوسف بن ايوب ( صلاح الدين ايوبى ) وقتى پايگاه قدرت خود را در آن سرزمين استوار ساخت و مخالفان خود را از ميان برده كار خليفهء مصر - العاضد لدين اللّه - سست گرديد تا جائى كه در قصر او فقط صلاح الدين و نايب او قراقوش . . . حكم مىراندند .
همه در كارها به صلاح الدين ( يا نايب او ) رجوع مىكردند ( و خليفهء مصر ديگر هيچگونه نفوذ و قدرتى نداشت . )
بدين جهت اتابك نور الدين محمود بن زنگى ( كه در آن زمان ولىنعمت و سرور صلاح الدين شمرده مىشد ) نامهاى به صلاح الدين ايوبى نگاشت و به او دستور داد تا خطبهاى كه به نام العاضد لدين اللّه مىخواند ، قطع كند و در عوض به نام خليفهء عباسى - المستضيء بامر اللّه - بخواند .
صلاح الدين از اجراى اين دستور خوددارى كرد و عذرش