وزير گفت : « يكى از عموهاى الراشد ، كه مرد درستكارى است . »
پرسيد : « اين كيست ؟ » جواب داد : « كسى است كه من نمىتوانم اسمش را علنا ببرم براى اينكه مىترسم او را بكشند . »
سلطان مسعود آنگاه به ايشان گفت كه صورت مجلسى در بارهء خلع الراشد باللّه تهيه كنند .
آنان نيز صورت مجلسى تهيه كردند و در آن ، آنچه از گرفتن اموال مردم و كارهاى ديگرى كه در پيشوائى مذموم است مرتكب شده بود ، همه را ذكر كردند .
بعد چنين نوشتند :
« دربارهء كسى كه اين صفات را دارد ، علما چه مىگويند ؟
آيا او براى امامت و پيشوائى شايسته است يا نه ؟ » علما نيز فتوى دادند : « كسى كه چنين صفاتى داشته باشد ، شايستهء پيشوائى نيست . »
پس از فراغت از اين كار ، قاضى ابو طاهر بن كرخى را احضار كردند و نزد او گواهى دادند .
قاضى ابو طاهر نيز به فسق و بدكارى الراشد ، و وجوب خلع او از خلافت مسلمين حكم داد . بعد ، قاضيان ديگر ، حكم دادند .
پس از آن ، شرف الدين على بن طراد در خدمت سلطان مسعود از ابو عبد اللّه حسين ، كه او را محمد بن المستظهر باللّه مىگفتند ، نام برد و در خداپرستى و خردمندى و پاكدامنى و نرمخوئى وى شرحى بيان داشت .
سلطان مسعود با وزير ، شرف الدين زينبى ، و خزانهدار ، كمال الدين ، و ديگران در دار الخلافه حضور يافت و فرمان داد تا
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 46
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٦