ايشان را از نابودى خاندان عاد و تندرستى هود آگاه ساخت .
ابن اسحاق گفته است :
به لقمان بن عاد گفته شده بود : « براى خود هر چه مىخواهى برگزين ، جز جاودانگى را كه بدان راهى نيست . »
گفت : « پروردگارا ، اكنون كه نمىتوانم جاودان زنده بمانم ، پس مرا عمر دراز عطا كن . »
به او گفته شد : « هر قدر كه عمر مىخواهى بخواه . »
او نيز به اندازه عمر هفت كركس از خداوند زندگانى خواست .
از اين رو ، چنان كه برخى مىپندارند ، او به اندازه عمر هفت كركس در اين جهان بزيست .
او هر جوجه كركسى را ، هنگامى كه از تخم بيرون مىآمد ، مىگرفت و نگاه مىداشت تا هنگامى كه مىمرد . آنگاه جوجه ديگرى مىگرفت .
عمر هر كركس هشتاد سال بود و هنگامى كه هفتمين كركس مرد ، لقمان نيز با او درگذشت .
هفتمين كركس لبد نام داشت .
ابن اسحاق همچنين گفته است :
هود يكصد و پنجاه سال عمر كرد و آرامگاه او به حضرموت بود .
برخى نيز گفتهاند كه قبر او به حجر ، در مكه ، بود .
هنگامى كه قوم عاد جان سپردند ، خداوند پرندگان سياهى را فرستاد كه آنان را به سوى دريا بردند .
از اين روست كه خداى بزرگ در اين باره فرموده است :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 291
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٩١