تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
آن قرار داشتند و آن را رهبرى مىكردند . » همين كه آن باد از دشت برخاست هفت تن از مردان عاد كه يكى از ايشان خلجان بود ، گفتند : « بيائيد تا بر كرانهء دشت بايستيم تا از آسيب اين باد بر كنار مانيم . » ولى باد در زير هر يك از آن گروه مىرفت و او را از جاى برمىكند و گردنش را مىشكست . تنها خلجان بر جاى ماند كه به سوى كوه روانه شد و گفت :
لم يبق الا الخلجان نفسه * يا لك من يوم دهانى امسه بثابت الوطء شديد وطسه * لو لم يجئنى جئته اجسه
( جز خلجان هيچ كس ديگر بر جاى نمانده است . عجب روزى دارم كه ديروزش مرا از آسيبى سخت و سهمگين مىترساند . اكنون اگر آن به سوى من نيامده است ، من به جست و جوى آن مىروم . ) هود به او گفت : « به خداى يگانه ايمان بياور تا از اين آسيب در امان باشى » . پرسيد : « از اين كار چه نصيبم خواهد شد ؟ » گفت : « بهشت . » پرسيد : « اينها چيستند در آن ابر كه مانند شتران به نظر مىآيند ؟ » جواب داد :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 289 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت