بلكه همه را خاموش و نابود خواهد كرد جز فرزندان لوذيه را كه به راه راست هدايت شدهاند .
اين فرزندان لوذيه همان پسران لقيم بن هزال بودند كه در مكه پيش معاوية بن بكر ، دائى خويش ، اقامت داشتند .
خداوند ابر سياه را با آنچه مايه عذاب بود براى قوم عاد فرستاد .
اين ابر از دشتى كه آن را « مغيث » مىگفتند به سوى ايشان پيش آمد .
قوم عاد همين كه آن را ديدند شاد شدند و گفتند : « اين ابرى است كه بر ما باران مىبارد . »
خداوند بزرگ در قرآن مىفرمايد :
«
. . . بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِيحٌ فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ . تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّها . . .
» [ ( 1 ) ]
( اين ابر باران زاى نيست ، بلكه اين چيزى است كه خود به شتاب درخواست كرديد . اين بادى است كه عذابى دردناك دارد و هر چه را كه پروردگار فرمان دهد ، نابود خواهد ساخت . )
نخستين كسى كه ديد در آن ابر چيست و دانست كه بادى كشنده است زنى از قبيله عاد بود كه او را فهدد مىخواندند .
اين زن همين كه آن را ديد فريادى زد و بيهوش شد .
وقتى به هوش آمد از او پرسيدند :
« چه ديدى ؟ » در پاسخ گفت :
« بادى ديدم مانند اخترى آتشين كه مردانى در پيشاپيش
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره احقاف ، آيه 24 و 25