در نتيجه ، كارشان به جائى رسيد كه ابن اسحاق از آن ياد كرده و گفته است :
قوم عاد بر اثر بىاعتنائى به هود و تكذيب سخنان او گرفتار خشكسالى شدند .
براى رهائى از اين تنگنا بزرگان قوم به ايشان توصيه كردند و گفتند :
« نمايندگانى را از سوى خود به مكه بفرستيد تا به دعا براى شما باران بخواهند . »
آنان نيز قيل بن عير و لقيم بن هزال و مرثد بن سعد و جهلمة بن خيبرى - دائى معاوية بن بكر - و لقمان بن عاد بن فلان ( يا ميلان ) پسر عاد بزرگتر را با هفتاد مرد از ميان خود برگزيدند و به سوى مكه روانه ساختند .
مرثد بن سعد خداپرست بود ولى خداپرستى خويش را پنهان مىكرد .
اين گروه همين كه به مكه رسيدند در حومهء مكه ، بيرون از حرم ، در خانه معاوية بن بكر فرود آمدند و مهمان او شدند .
معاوية بن بكر ايشان را گرامى داشت و در پذيرائى از ايشان كوشيد زيرا آنان دائىهاى او بودند . داماد او نيز در ميانشان بود چون لقيم بن هزال با هزيله ، دختر بكر ، خواهر معاويه زناشوئى كرده و از او فرزندانى آورده بود كه در مكه پيش معاويه مىزيستند .
پسران معاويه ، عبيد و عمرو و عامر و عمير نام داشتند و اينان از گروه عاد بعدى به شمار مىروند كه پس از قوم عاد نخستين بر جاى ماندند .
نمايندگان قبيلة عاد در خانه معاويه مدت يك ماه ماندند و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 285
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨٥