تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
در نتيجه ، كارشان به جائى رسيد كه ابن اسحاق از آن ياد كرده و گفته است : قوم عاد بر اثر بىاعتنائى به هود و تكذيب سخنان او گرفتار خشكسالى شدند . براى رهائى از اين تنگنا بزرگان قوم به ايشان توصيه كردند و گفتند : « نمايندگانى را از سوى خود به مكه بفرستيد تا به دعا براى شما باران بخواهند . » آنان نيز قيل بن عير و لقيم بن هزال و مرثد بن سعد و جهلمة بن خيبرى - دائى معاوية بن بكر - و لقمان بن عاد بن فلان ( يا ميلان ) پسر عاد بزرگتر را با هفتاد مرد از ميان خود برگزيدند و به سوى مكه روانه ساختند . مرثد بن سعد خداپرست بود ولى خداپرستى خويش را پنهان مىكرد . اين گروه همين كه به مكه رسيدند در حومهء مكه ، بيرون از حرم ، در خانه معاوية بن بكر فرود آمدند و مهمان او شدند . معاوية بن بكر ايشان را گرامى داشت و در پذيرائى از ايشان كوشيد زيرا آنان دائىهاى او بودند . داماد او نيز در ميانشان بود چون لقيم بن هزال با هزيله ، دختر بكر ، خواهر معاويه زناشوئى كرده و از او فرزندانى آورده بود كه در مكه پيش معاويه مىزيستند . پسران معاويه ، عبيد و عمرو و عامر و عمير نام داشتند و اينان از گروه عاد بعدى به شمار مىروند كه پس از قوم عاد نخستين بر جاى ماندند . نمايندگان قبيلة عاد در خانه معاويه مدت يك ماه ماندند و