( و قوم نوح گفتند : هرگز خدايان خود را ، رها نكنيد و به خصوص دست از پرستش ( اين پنج بت : ) ود ، سواع ، يغوث و يعوق و نسر ، هرگز بر نداريد . آنها بسيارى از خلق را گمراه كردند . . . ) [ ( 1 ) ]
من مىگويم تناقض در ميان اين سه گفتار نيست .
زيرا به فرموده خداى بزرگ ، كه در آن هيچ شكى نيست ، آنان بتهائى را مىپرستيدهاند چنان كه در قرآن آمده است . . . اين هم مذهب گروهى از صابئين ( اصحاب روحانيات ) است زيرا ريشه مذهب ايشان پرستش روحانيات يعنى فرشتگان است به سبب تقرب و منزلتى كه در نزد خداى بزرگ دارند .
پس آنها به وجود پروردگار جهان ، و اينكه او حكيم قادر مقدسى است اعتراف دارند . چيزى كه هست مىگويند : بر ما واجب است كه به عجز خود از رسيدن به معرفت جلال خداوند اقرار كنيم و تنها با ميانجيگرى آنان كه مقرب درگاه خدا هستند ، خود را به خدا نزديك سازيم . اين نزديكان درگاه الهى هم روحانيات هستند .
و از آنجا كه نمىتوانستند روحانيات مذكور را به چشم بنگرند ، به وسيلهء هياكل كه ستارگان سيار هفتگانهاى هستند و به نظر آنها گردانندگان كارهاى اين جهان شمرده مىشوند ، تقرب جستند .
بعد ، گروه ديگرى از ايشان ، كه به « اصحاب اشخاص » معروف شدهاند ، چون ديدند كه هياكل طلوع و غروب مىكنند و شب ديده مىشوند و روز ديده نمىشوند ، بتهائى ساختند كه در
هامش
[ ( 1 ) ] - از ترجمهء قرآن مجيد به خامهء مهدى الهى قمشهاى .