برابر ديدگان قرار دهند و به وسيله بتها به هياكل و به وسيله هياكل به روحانيات و به وسيله روحانيات به صانع عالم برسند .
اين نخست ريشه رواج بتپرستى بود و تا پيش از اسلام نيز تازيان راه بتپرستى مىپيمودند .
خداى بزرگ فرموده است : «
ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى
» [ ( 1 ) ] ( ما آن بتان را نمىپرستيم جز براى اين كه ما را به درگاه خدا نزديك و مقرب گردانند ) [ ( 2 ) ] بارى از پرستش بتها مذهب صابئين و كفر و شهوترانىها و گناهان ديگر به بار آمد .
قوم نوح روزگارى دراز بر كفر و نافرمانى خود پايدار ماندند تا خداى بزرگ نوح را فرستاد كه تا ايشان را از خشم و كيفر خدا بر حذر دارد و آنان را به توبه و بازگشت به سوى حق و عمل به آنچه خداى بزرگ فرموده ، فرا خواند .
نوح كه در آن هنگام پنجاه سال از عمرش مىگذشت تا نهصد و پنجاه سال در ميان ايشان درنگ كرد .
عون بن ابو شداد گفته است :
« نوح ، هنگامى كه از سوى خداى بزرگ به پيغمبرى فرستاده شد ، سيصد و پنجاه سال داشت و تا نهصد و پنجاه سال در ميانشان درنگ كرد . پس از آن نيز تا سيصد و پنجاه سال ديگر بزيست . » جز اين هم گفته شده كه پيش از اين بيان گرديد .
ابن اسحاق و ديگران گفتهاند :
هامش
[ ( 1 ) ] - از آيه سوم سوره زمر
[ ( 2 ) ] - از ترجمه قرآن مجيد به خامهء مهدى الهى قمشهاى .