اگر گويندهء اين سخن ، مرادش آن بود كه حضرت آدم در مدت دو ساعت از روز آدينهاى كه به اندازهء روزهاى جهان امروز ماست در بهشت جاى داشت ، سخن او از راستى دور نبود زيرا از علماى گذشته ، اخبار چنين آمده كه آدم در آخرين ساعت روز ششم - كه هر روزش به اندازه هزار سال از سالهاى ما طول داشت - آفريده شد .
پس پيداست كه يك ساعت از اين روز - يعنى روز آدينه - هشتاد و سه سال از سالهاى ما درازا داشته است .
پيش از اين گفتيم كه پروردگار ما پس از آن كه گل آدم را سرشت ، چهل سال درنگ فرمود ، بعد روح در پيكر او دميد .
شكى نيست كه منظور از « چهل سال » همين سالهاى معمولى ماست .
آنگاه پس از دميده شدن روح در پيكر آدم تا پايان يافتن كار او و جايگزين شدن او در بهشت و فرود آمدن به زمين به اندازهء سى و پنج سال از سالهاى ما طول كشيده است .
اما اگر مراد او اين است كه آدم مدت دو ساعت از روز آدينهء زمانى كه هر روزش هزار سال درازا داشت در بهشت جاى داشته ، سخن او درست نيست زيرا از اهل علم هر كس كه درين باره سخنى گفته ، بر آنست كه در پايان روز آدينه ، پيش از فرو رفتن خورشيد روح در پيكر آدم دميده شد .
ابو صالح نيز از ابن عباس روايت كرده كه درنگ آدم در بهشت نصف روز بود كه پانصد سال درازا داشت .
اين هم بر خلاف خبرهائى است كه درين باره از پيامبر ، صلى اللّه عليه و سلم ، و از علما رسيده است .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 194
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩٤