تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
مىدويد . پروردگار او به دو فرمود : « اى آدم ، ايا از من مىگريزى ؟ » گفت : « نه ، پروردگارا ، از تو نمىگريزم ، از شرم تو مىگريزم . » خدا فرمود : « اى آدم ، اين آسيب از كجا به تو رسيد ؟ » گفت : « پروردگارا ، از دست حوا بدين روز افتادم . » خدا فرمود : « درين صورت بر من است كه هر ماه از او خون روان كنم ( يعنى او را حائضه سازم ) و او را تهى مغز سازم ، اگر چه پيش از اين او را خردمند و بردبار ساخته بودم . و كارى كنم كه آبستنى را با رنج به سر برد و با رنج بزايد چنان كه از سختى و تلخكامى نزديك به مرگ گردد ، در صورتى كه پيش از اين او را چنان ساخته بودم كه آبستنى را آسان بگذارند و آسان بزايد . » بنابر اين ، اگر براى گرفتارى حوا نبود ، اكنون زنان حائضه نمىشدند و بردبار شكيبا بودند و آبستنى و زايمان ايشان به آسانى انجام مىشد . همچنين خداى بزرگ به آدم فرمود : « بىگمان من زمينى را كه تو از خاكش آفريده شده‌اى نفرين خواهم كرد . نفرينى كه كارگر افتد و ميوه‌هاى آن سرزمين تبديل به خس و خار شوند . » و در بهشت درختى والاتر از موز و سدر نبود . خداوند همچنين ، به مار فرمود : « شيطان ملعون در شكم تو داخل شد تا بندهء مرا فريفت . از اين رو تو نيز نفرين شده‌اى . نفرينى كه پاهاى ترا در شكمت برد و روزى تو جز خاك چيز ديگرى نباشد . تو دشمن فرزندان آدمى و فرزندان آدم نيز دشمنان تو خواهند بود . هر جا يكى از ايشان را ببينى پايش را بگزى و