تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
كسى چنين گمان مىكند كه از مغز ، تنها چشم به پوست دارد و گوهر را خر مهره مىانگارد . اما كسى كه خداوند او را طبعى سليم داده و به راهى مستقيم رهنمون شده ، مىداند كه سودهاى تاريخ بسيار و منافع دنيوى و اخروى آن بىشمار است . در اين جا برخى از سودهاى تاريخ را كه بر ما آشكار شده يادآور مىشويم و پى بردن به فوائد ديگر آن را به ذوق و قريحهء خوانندهء تاريخ واگذار مىكنيم . از سودهاى دنيائى تاريخ يكى اين است كه آدمى دوستدار جاودانگى است و مىكوشد كه در زمرهء زندگان باشد . بنابر اين ايكاش مىدانستم كه چه فرقى است ميان آنچه ديروز ديده و شنيده و آنچه در كتابهائى خوانده كه متضمن اخبار گذشتگان و حوادث پيشينيان است ؟ پس هنگامى كه اين رويدادها را مىخواند گوئى با آن گذشتگان همزمان بوده ، و وقتى از كارهاى ايشان آگاه مىشود مانند اين است كه در نزدشان به سر مىبرده است . يكى ديگر از سودهاى تاريخ اين است كه فرمانروايان و كسانى كه زمام امر و نهى را در دست دارند وقتى آگاه شوند از آنچه در تاريخ‌ها راجع به رفتار ستمكاران و سنگدلان نوشته شده و ببينند كه اعمال آنان در كتابهائى آمده كه مردم به نقل آنها مىپردازند و آيندگان از گذشتگان روايت مىكنند ، و ببيند كه بيدادگرى تا چه اندازه مايهء بدنامى و رويدادهاى زشت و ويرانى شهرها و هلاك بندگان خدا و از دست رفتن اموال و تباهى احوال مىشود ، طبيعتا بيداد و ستم را نكوهش مىكنند و از ميان مىبرند . بر عكس ، هنگامى كه روش فرمانروايان دادگر و نيكى