كسى چنين گمان مىكند كه از مغز ، تنها چشم به پوست دارد و گوهر را خر مهره مىانگارد .
اما كسى كه خداوند او را طبعى سليم داده و به راهى مستقيم رهنمون شده ، مىداند كه سودهاى تاريخ بسيار و منافع دنيوى و اخروى آن بىشمار است .
در اين جا برخى از سودهاى تاريخ را كه بر ما آشكار شده يادآور مىشويم و پى بردن به فوائد ديگر آن را به ذوق و قريحهء خوانندهء تاريخ واگذار مىكنيم .
از سودهاى دنيائى تاريخ يكى اين است كه آدمى دوستدار جاودانگى است و مىكوشد كه در زمرهء زندگان باشد . بنابر اين ايكاش مىدانستم كه چه فرقى است ميان آنچه ديروز ديده و شنيده و آنچه در كتابهائى خوانده كه متضمن اخبار گذشتگان و حوادث پيشينيان است ؟
پس هنگامى كه اين رويدادها را مىخواند گوئى با آن گذشتگان همزمان بوده ، و وقتى از كارهاى ايشان آگاه مىشود مانند اين است كه در نزدشان به سر مىبرده است .
يكى ديگر از سودهاى تاريخ اين است كه فرمانروايان و كسانى كه زمام امر و نهى را در دست دارند وقتى آگاه شوند از آنچه در تاريخها راجع به رفتار ستمكاران و سنگدلان نوشته شده و ببينند كه اعمال آنان در كتابهائى آمده كه مردم به نقل آنها مىپردازند و آيندگان از گذشتگان روايت مىكنند ، و ببيند كه بيدادگرى تا چه اندازه مايهء بدنامى و رويدادهاى زشت و ويرانى شهرها و هلاك بندگان خدا و از دست رفتن اموال و تباهى احوال مىشود ، طبيعتا بيداد و ستم را نكوهش مىكنند و از ميان مىبرند .
بر عكس ، هنگامى كه روش فرمانروايان دادگر و نيكى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 139
مساهمون: ابن الأثير
ص١٣٩