تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
مراجعه به آن يادداشت‌ها مدتى به تعويق افتاد و دوستان نيز پى در پى آن را از من مىخواستند . اين بود كه شروع به شنيدن آن وقايع تاريخى كردند پيش از اين كه آنها را اتمام و اصلاح كنم و آنچه را كه مورد نياز بود نگاه دارم و آنچه را كه دور ريختنى بود دور بريزم . براى به پايان رساندن اين كتاب عزم من سست و عجز من آشكار بود زيرا ياور و پشتيبانى نداشتم . از اين گذشته نگرانىهائى پيش مىآمد و سختىهائى روى مىآورد . و سستى و ناتوانى نمىگذاشت كه درين كار به تندى پيش روم . اما درين گير و دار فرمان كسى رسيد كه فرمانبردارى از او واجب و پيروى از امر او لازم و قطعى است . كسى است كه به كالاهاى گرانبهاى فضل و دانش روى آورده و آنها رواج داده و از ارواح جهل و نادانى روى گردانده و آنها را فرو نهاده است . مكارمى را كه مرده بود ، زنده ساخته و فضائلى را كه از ميان رفته بود از نو به ميان آورده است . كسى است كه پرتو داد و دهش وى به همه مردم تافته و هر كسى از نيكى و بخشش وى بهره يافته است . او سرور ما و فرمانرواى ما ملك رحيم ، دانشمند كامياب و پيروزمند ، بدر الدين [ ( 1 ) ] است كه پايهء اسلام و تكيه‌گاه مسلمانان و زنده كنندهء عدل در جهان مىباشد . خدا دولت او را پاينده دارد . در اين هنگام بود كه پيراهن سستى را برافكندم و جامهء تنبلى را دريدم و دوات را ليقه كردم و قلم را تراشيدم و گفتم : « آغاز نبرد است و اسب بايد بتازد . »
هامش
[ ( 1 ) ] - منظور بدر الدين لؤلؤ بن عبد اللّه اتابكى ، ملقب به ملك الرحيم ، فرمانرواى موصل است .