فراغت و فرصت اين كار را غنيمت شمردم و آن را از هر كار ديگر برتر دانستم . و از آنجا كه خداوند وقتى انجام كارى را مىخواهد ، اسبابش را نيز فراهم مىآورد ، من در پرداختن به اين كار چابك و تندرو شدم شگفتا كه گاهى اسبى كه از همه پس مانده ، مىخواهد از همه پيش افتد .
با انجام اين كار و به پايان رساندن اين تاريخ ، خود را نشانهء تيرها قرار دادم و گرفتار سخنان خرده گيران كردم . زيرا ايرادات بر كتابى وارد مىشود كه آراسته و پيراسته باشد و خردهگيرىها بر مجموعهاى تعلق مىگيرد كه مرتب است و مكرر مطالبش مورد مطالعه و تنقيح قرار گرفته و تأليف و تصحيح خوبى از آب در آمده باشد .
به همين جهة چنان انتقاداتى دربارهء كتابى ديگر شايستهتر و بهتر خواهد بود .
با اين همه ، به تقصير و كوتاهى خود اقرار مىكنم و نمىگويم كه لغزش اشتباها از قلم جارى مىشود . بل اعتراف مىكنم كه آنچه نمىدانم بيشتر است از آنچه مىدانم .
براى اين كتاب نيز نامى برگزيدم كه با معنى آن تناسب داشته باشد . آن هم « الكامل فى التاريخ » است .
من گروهى از كسانى را ديدم كه دعوى دانائى و هوشيارى دارند و خود را در دانش استاد مىپندارند . با اين همه ، تاريخها را تحقير و تمسخر مىكنند و از خواندن تاريخ دورى مىجويند و اين كار را لغو مىشمارند و گمان مىبرند كه بيشترين سود تاريخ اين است كه مقدارى قصه و خبر در اختيار خواننده مىگذارد و آخرين حد آشنائى به تاريخ ، آگاهى يافتن از حديثها و افسانه - هاست .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 138
مساهمون: ابن الأثير
ص١٣٨