از نقل آن به هيچيك از آنان آسيبى نمىرسيد .
من در ميان مورخان به طبرى اعتماد دارم زيرا او به راستى پيشوائى درستكار است و جامع دانش و صحت عقيده و راستگوئى است .
با اين همه ، من نقل نكردم جز از تاريخهاى معروف و كتابهاى مشهور و از كسانى كه همه مىدانند آنچه آوردهاند راست و آنچه تنظيم كردهاند درست است .
من نه مانند گمراهى بودم در تاريكى شبها و نه چون كسى كه سنگريزه و در و گوهر را با هم گرد مىآورد .
همچنين ديدم آنان يك رويداد را در چند سال مىآورند و در هر ماه قسمتى از آن را ذكر مىكنند . بدين گونه يك رويداد قطعه قطعه مىشود و مرادى از آن به دست نمىآيد و فهميده نمىشود مگر پس از دقت و ژرفنگرى .
از اين رو من هر رويدادى را در يك جا جمع كردم و ياد آور شدم كه هر بخش از آن در كدام ماه يا كدام سال اتفاق افتاده است .
بدين ترتيب جريان هر واقعهاى منظما به دنبال هم قرار گرفت و هر قسمت به قسمت ديگر پيوستگى يافت .
و در هر سال كه پيشامد بزرگ و مشهورى روى داده بود ، شرح مخصوص اين پيشامد را ضمن وقايع همان سال آوردم . اما براى پيشامدهاى كوچك كه شرح مفصل لازم نداشتند فصلى را در پايان هر سال تخصيص دادم تحت عنوان ، « بيان رويدادهائى چند » يا « پارهاى ديگر از رويدادها » .
هر گاه به شرح حال كسى رسيدم كه بر ديگران برترى يافته و فرمانرواى قسمتى از شهرها شده ولى روزگار او به درازا
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 135
مساهمون: ابن الأثير
ص١٣٥