فائدهاى را كه از خواندن تواريخ به دست مىآيد چنين روشن ساخت كه آدمى دوستدار جاودانگى است و مىخواهد از گروه زندگان باشد . از اين رو هنگامى كه خبرهاى در گذشتگان را مىخواند گوئى خود نيز با آنان همزمان است و وقتى از كارشان آگاهى مىيابد مانند آنست كه در نزدشان حضور دارد .
همچنين فرمانروايان و كسانى كه قدرت امر و نهى دارند ، وقتى از آنچه تاريخ درباره ستمكاران و بيدادگران نوشته آگاهى يابند و بدانند كه ظلم آنها تا چه اندازه مايه بدنامى و پيشامدهاى زشت و ويرانى شهرها و هلاك مردم و تباهى احوال شده ، بيدادگرى را نكوهش خواهند كرد و از آن دورى خواهند جست و آن را از ميان خواهند بود .
كتاب « الكامل فى التاريخ » مانند ساير تواريخ قديمى ، رشته حوادث و اخبار را بر حسب تاريخ وقوع آنها تنظيم نموده و مؤلف آن اعتراف مىكند كه آنها را از تاريخ طبرى نقل كرده است .
او در مقدمهاى كه بر تاريخ خود نگاشته ، بدين موضوع اشاره كرده و گفته است كه مطالب آن را از تاريخ كبير ابو جعفر طبرى گرفته و هيچيك را از قلم نينداخته ، فقط در طرز تأليف مورخ به شمار مىرود . بنابر اين تمام مطالب خود را از تاريخ طبرى گرفته و هيچيك را از قلم نينداخته ، فقط در طرز تأليف كتاب خويش از روش طبرى پيروى نكرده است . زيرا طبرى بيشتر رويدادها را با روايات عديده شرح داده ولى ابن اثير جامع - ترين روايت را گرفته و ساير جزئيات را بدان افزوده است .
اين سخن او ما را دلالت مىكند بر اين كه او رويدادهاى تاريخى را بر حسب اولويت و عظمت ظاهرى آنها نقل نكرده بلكه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 126
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٦