بنابر اين كسى كه مىخواهد يك دوره تاريخ را تا زمان حيات خود مطالعه كند نيازمند به تاريخهاى بسيار و كتابهاى متعدد است . آن هم تواريخ و كتبى كه هر يك داراى كمبودها يا پرگوئىهائى است .
اين مسئله بود كه ابن اثير را وادار كرد تا تاريخ جامعى از اخبار فرمانروايان شرق و غرب و نواحى ما بين آنها فراهم آورد و حوادث و رويدادها را از روزگار نخست تا زمان زندگانى خويش نقل كند چنان كه پيشامدها به ترتيب تاريخ وقوع ، به دنبال هم قرار گيرند . و اين كتاب هميشه مورد مراجعه او واقع شود و يادآور حوادث تاريخى باشد و نگذارد كه آنها را فراموش كند .
او مدعى نيست كه همهء رويدادهاى تاريخى را گرد آورده است زيرا كسى كه در موصل زندگانى مىكند ، ناچار از آنچه در دورترين سرزمينهاى خاور و باختر روى مىدهد ، بىخبر مىماند .
ولى او در كتاب خود مطالبى را جمع كرده كه در هيچ كتابى يك جا جمع نشده است .
او هنگامى كه كارهاى مورخان گذشته را بررسى كرد ، پى برد كه وقتى به نقل واقعهاى مىپردازند ، ضمن بيان وقايع هر ماه ، فقط قسمتى از آن را كه در همان ماه اتفاق افتاده شرح مىدهند . بدين ترتيب ، هر واقعهاى قطعه قطعه مىگردد و مطالعهء آن نتيجهاى به دست نمىدهد مگر پس از دقت و ژرفنگرى .
بدين جهة هر پيشامدى را در يك جا جمع كرد و يادآور شد كه هر قسمت از آن در كدام ماه يا در كدام سال روى داده است .
به عبارت ديگر ، هر واقعهاى را از آغاز تا پايان به ترتيب تاريخ وقوع ذكر كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 125
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٥