ابن خلكان مىگويد : « در اواخر سال 626 هجرى برابر 1228 ميلادى ، هنگامى كه من به حلب رسيدم ، او ( يعنى عز الدين ) در آنجا ، مهمان شهاب الدين طغرل ، خادم اتابك ملك عزيز - پسر ملك ظاهر - فرمانرواى حلب ، بود .
شهاب الدين به دو توجه بسيار داشت ، به دو عقيدهمند بود و او را نوازش مىكرد .
من در آن جا به ديدار او رسيدم و او را مردى يافتم كه در فضائل و نيكى سرشت و بسيارى تواضع به مرحله كمال رسيده بود .
از اين رو ، رفت و آمد و معاشرت با وى را ادامه دادم .
ميان او و پدر من - كه خدايش بيامرزد - دوستى و الفتى استوار بود و به همين جهة مرا بسيار رعايت مىكرد و گرامى ميداشت .
بعد در طى سال 627 هجرى برابر 1229 ميلادى به دمشق سفر كرد .
سپس در سال 628 هجرى برابر 1230 ميلادى به حلب بازگشت و من همچنان رفت و آمد و همنشينى با او را از سر گرفتم .
در حلب مدتى كوتاه ماند . آنگاه به سوى موصل رهسپار گرديد . »
سخن ابن خلكان ما را دلالت مىكند بر اين كه عز الدين ميان موصل و بغداد و دمشق و بيت المقدس و حلب ، بسيار سفر مىكرده و به هر شهرى كه مىرسيده ، در نزد عالمان ، قاريان ، فقيهان ، محدثان و نحويان آن شهر به فراگرفتن علم و حديث مىپرداخته است .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 122
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٢