تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
قبل شارح تاريخ عالم است از اول خلقت و ظهور آدم ، ولى چون مملو از خرافات است و اغلب از تورات افسانه‌هاى تاريخى پادشاهان ايران نقل شده و ايرانيان را از ترجمه و نقل آن بىنياز مىدانيم ، از ابتدا به ترجمهء آن خوددارى شده . . . » شادروان عباس خليلى مردى فاضل و دانشمند به شمار مىرفت و هميشه مورد احترام ماست مخصوصا اكنون كه ديگر در ميان ما نيست و از دار فانى به سراى باقى شتافته است . ولى نمىتوان از اين خرده گيرى چشم پوشيد كه وقتى كسى مىگويد مترجم كتاب نبايد كارى به صحت و سقم مطالب كتاب داشته باشد ، چرا خود او مجلد اول يك تاريخ بزرگ را « مملو از خرافات » مىشمارد و بدين علت از ترجمه‌اش خوددارى مىكند . از اين گذشته بسيارند مطالب و مسائلى كه امروز خرافى به نظر مىرسند ولى در نظر مردم قرون گذشته جزء خرافات نبوده‌اند . بسيار معتقداتى كه در عصر ما قابل قبول نيستند ولى در روزگارى كه ابن اثير مىزيسته پذيرفتنى و باور كردنى بوده‌اند . به همين جهت است كه آثار هيچيك از مورخان قديم خالى از مطالب غير طبيعى و غير قابل قبول نيست . خود خليلى راجع به بىغرضى و بىطرفى ابن اثير در نقل روايات تاريخى مىنويسد : « بايد گفت : علامهء ابن الاثير ، با اينكه سنى بوده ، از تعصب و ميل به بعضى اشخاص ، مجرد ، و يا اگر هم تعصبى داشته ، سعى مىكرده كه آن صفت را در حق گوئى و حقيقت خواهى مستور بدارد . و شأن مورخ حقيقى هم اين است كه بايد هر چه واقع شده ، بدون تطبيق آن با ميل و عقيدهء خود ، نقل كند و از جادهء انصاف منحرف نشود . ابن اثير در نقل روايات از طبرى تقليد نموده . و بايد