تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
« من گفتم : درين حرف ايرادى هست و آن اين است كه بيعت براى خلافت ابن زبير ، پيش از بيعت براى عبد الملك بن مروان بود . و قرار دادن او بعد از عبد الملك معقول نيست . ابو بكر صولى نيز خلفاى مذكور را فقط تا زمان المقتدر باللّه بيان نموده و خلفاى بعد از او را ديگران ذكر كرده‌اند . »

حوادث طبيعى

ابن اثير در برخى از سال‌ها به ذكر حوادثى مانند زلزله ، سيل و طوفان مىپردازد و وقايع شگفت انگيزى را شرح مىدهد كه متعاقب آنها وقوع مىيابد . راجع به زلزله‌هائى كه در شام به سال 552 روى داد : اما راجع به بسيارى ميزان تلفات آن زلزله‌ها ذكر همين يك واقعه كافى است كه گفته شود : معلم مكتبخانه‌اى در شهر حماة بود . مىگفتند براى او كارى پيش آمد كه براى انجامش از مكتب بيرون رفت . پس از بيرون رفتن او زلزله آمد و شهر را ويران كرد و سقف مكتب بر سر تمام شاگردان فرود آمد . آن معلم تعريف مىكرد كه : « زلزله در شهر كارى كرده بود كه پس از كشته شدن بچه‌ها در مكتب ، هيچ كس بدانجا باز نگشت كه سراغ بچه خود را بگيرد . » يعنى حتى از اولياء آن اطفال هم هيچ كس زنده نمانده بود .