است هر دو را نقل كرده و با جمله « و اللّه اعلم » يا « و اللّه اعلم بالصواب » ( خدا حقيقت را بهتر مىداند ) مطلب خود را به پايان رسانده است .
مثلا در ميان رويدادهاى سال 529 تحت عنوان « كشته شدن حسن بن حافظ » چنين مىخوانيم :
ما ضمن وقايع سال 526 گفتيم كه الحافظ لدين اللّه ، فرمانرواى مصر ، وزارت خود را به فرزند خود ، حسن ، داد . و خطبه ولايت عهد نيز به نام او خواند .
حسن در منصب وزارت و ولايت عهد تا اين سال باقى ماند و در اين سال مسموم از دنيا رفت .
سبب مرگ او اين بود كه وقتى وزارت پدر خود - الحافظ - را به عهده گرفت ، قدرتى به هم رساند . و در خونريزى بىپروا بود .
الحافظ ، فرمانرواى مصر ، نسبت به اميرانى كه با ابو على بن افضل همكارى مىكردند كينه داشت و مىخواست از آنان انتقام بگيرد ولى نمىخواست كه خود مستقيما بدين كار دست يازد .
لذا اين كار را به پسر خود ، حسن ، محول كرد .
چيزى نگذشت كه حسن بر همه كارها مسلط شد و استبداد نشان داد و محلى براى حكمرانى و فرمانروائى پدر خود باقى نگذاشت .
ضمنا دست به كشتن اميران مصرى و بزرگان شهرها گذارد تا جائى كه فقط در يك شب چهل تن از اميران را به قتل رساند .
پدرش وقتى ديد كه او تا چه حد بر وى تسلط يافته ، خادمى از خادمان كاخ اكابر را بر او شوراند .
او نيز گروه بسيارى از سربازان پياده و تودهء مردم را در اطراف خود گرد آورد و بر حسن خروج كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 97
مساهمون: ابن الأثير
ص٩٧