حسن بر تمام اوضاع تسلط كامل يافته و تمام كارها را از دست وى گرفته ، كسى را مأمور كشتن او ساخت . او نيز با زهر حسن را مسموم كرد . خدا بهتر مىداند .
همچنين دربارهء كشته شدن سليمانشاه كه به سال 556 رخ داد چنين مىخوانيم :
در اين سال در ماه ربيع الآخر ، سلطان سليمانشاه ، پسر سلطان محمد بن ملكشاه سلجوقى كشته شد .
علتش اين بود كه او گستاخى و نادانى و بىمبالاتى بسيار .
مىكرد . كار اين بىپروائى به جائى رسيده بود كه شراب مىنوشيد حتى در ماه رمضان ، آن هم در روز .
عدهاى دلقك و مسخره را هم دور خود جمع كرده بود و ديگر به سرداران خود توجهى نمىكرد .
در نتيجه ، امرا و افراد قشون نيز در اجراى فرمان او سهل انگارى مىنمودند و طورى شده بود كه به درگاه او حضور نمىيافتند .
سليمانشاه تمام امور را به شرف الدين كرد بازوى خادم سپرده بود كه از بزرگان خدام سلجوقيان به شمار مىرفت و همه از ديندارى و خردمندى و حسن تدبير او استفاده مىكردند .
سردارانى كه از طرز رفتار سليمانشاه ناراضى بودند پيش شرف الدين شكايت مىبردند ولى او ايشان را آرام مىساخت .
يك بار در حول و حوش همدان ، سليمانشاه در يك آلاچيق سرگرم ميگسارى بود و كرد بازو نيز در آن جا حضور داشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 100
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٠