تعالى وتقدس در اين جهان ندارند بلكه نزد وهابيه از ديدار الهى در بهشت نيز
انكار است ببين عقيدة 20 ثنائى در كتاب سيف الأبرار واگر مراد شق ثاني
است يعنى مراد از غائب معدوم است پس أرواح أنبياء عليهم الصلاة
والسلام وأرواح أولياء كرام رضوان الله عليهم كجا معدوم اند كه وجود تصرف
وشعور وادراك آنها در أصل گذشته از أقوال علماء فريقين ثابت شده
است ببين تفصيل آن أقوال در أصل سابق واگر گويند كه قبول داريم
كه أرواح زنده اند وادراك وشعور هم دارند اما طاقت تصرف ندارند پس گويم
كه ترديد اين قول أو تعالى مىفرمايد ودر كريمه فالمدبرات امرا مفسرين بالخصوص
قاضى بيضاوى در تحت آن مىنويسد كالملائكة وأرواح الصلحاء پس كه
تدبير أمور مر أرواح را در قرآن مجيد ثابت شد وتدبير عين تصرف است ثانيا
چونكه أرواح از قبيل مجردات است تصرف آنها در عالم بأمر واذن أو تعالى چون
تصرف ملائكة به امر الله تعالى در قرآن مجيد از قبيل اتا وايجاد وأحيا
وأماتت جابجا مذكور ومسطور است از آن فروتر آمده تصرفات اجنه وشياطين
در عالم به نظر انصاف ببين كه تا كدام حد قوى وپر اثر است قصه حضرت سليمان
عليه السلام بابت خدمات شاقه اجنه معلوم است كريمه يعلمون له ما يشاء من
محاريب وتماثيل وجفان كالجواب وقد ور راسيات را به نظر انصاف
تأمل كن از آن هم فروتر آمده ببين كه در اين عالم بسيار أشياء است كه وجودش از نظر
غائب است وقوت تصرف آن زيادة از محسوسات است مثلا وجود هوا از
نظر غائب است واز تموج آن قلل جبال راسيات وعوالي عمارات
راسخات بر زمين مىغلطند ودرختان عظيمه سرنگون مىافتند وأجساد كبيره
ذي قوت بني آدم چون عاديان بقوة سخت تموج هوا كه آن را صرصر گويند از هم
الأصول الأربعة في ترديد الوهابية — صفحة 46
مساهمون: حكيم معراج الدين
ص٤٦