بحروراء دارند كه دهى است نزديك كوفه ابتدا در اين ده جمع شدند جهم بن صفوان كه رئيس فرقهء جهمى است به همين ده نسبت دارد ، آنها معتقدند كه بهشت و جهنم از بين ميرود و ايمان عبارت از معرفت است فقط نه اطاعت و هيچ كس كارى را انجام نميدهد اين خدا است كه همه كارها را مىكند و نسبت فعل بمردم مثل نسبت حركت است بدرخت كه در حقيقت باد او را حركت ميدهد ، انسان نيز در كارهايش مجبور است قدرتى از خود ندارد و نه اراده و نه اختيار دارد .
در ملل و نحل مينويسد جهم معتقد است كه هر كس معرفت داشته باشد اگر چه به زبان منكر شود با اين انكار كافر نيست و ايمان را مركب از عقيده و گفتار و عمل نميداند و هيچ كس در ايمان از ديگرى بالاتر نيست ايمان انبياء و مردم يكى است .
سفيان ثورى ملعون همان رئيس صوفيه است با همين پاره كردن نوشته معلوم مىشود كه كافر است و در دل مشرك است و در هر سه مورد با فرمايش پيامبر اكرم مخالفت نمود .
كافى : بريد از حضرت باقر عليه السّلام نقل مىكند كه پيامبر اكرم فرمود :
خداوند هر بندهاى را كه ببيند كوشش مىنمايد در پيروى از امام خود و خيرخواهى براى او با ما خواهد بود در رفيق اعلى .
توضيح : جزرى در حديث دعاى
الحقنى بالرفيق الاعلى .
خدايا مرا برفيق اعلى برسان مىنويسد رفيق . گروه انبياء هستند كه ساكن بهترين درجات بهشتند و اسمى است كه بر وزن فعيل آمده مانند صديق و خليط كه بر شخص واحد و گروه دلالت دارد از اين قبيل است آيه
وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً
.
كافى : محمّد حلبى از حضرت صادق عليه السّلام فرمود : هر كس به اندازه يك وجب از اجتماع مسلمانان كنارهگيرى كند تعهد اسلام را از گردن خويش برداشته .
با همين سند از حضرت صادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : هر كس از