تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
براى خدا . و خيرخواهى براى ائمه مسلمانان و همآهنگى در اجتماع آن‌ها همانا پيروى از نداى دينى ايشان به همآهنگ بودن با ايشان است . مردم ! من ميان شما چيزى نهاده‌ام كه اگر به آن چنگ زنيد گمراه نخواهيد شد و نه لغزش شما را فرا ميگيرد . كتاب خدا و عترتم اهل بيت من خداوند لطيف و خبير به من اطلاع داده كه اين دو از يك ديگر جدا نخواهند شد تا در حوض پيش من آيند مانند اين دو انگشتم دو انگشت سبابه خود را بهم نزديك نمود من نميگويم مانند اين دو انگشتم بين انگشت نشان و انگشت ميانه جمع نمود كه موجب برترى يكى از ديگرى باشد . كافى : مردى از قريش از اهالى مكه گفت سفيان ثورى به من گفت مرا ببر پيش حضرت صادق عليه السّلام . ما با هم خدمت حضرت صادق رسيديم موقعى بود كه آقا سوار بر مركب خويش شده بود سفيان گفت مايلم حديث خطبه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را در مسجد خيف برايم نقل كنى فرمود اجازه بده حالا بروم از پى كارم اكنون كه سوار شده‌ام وقتى برگشتم خواهم گفت . سفيان گفت ترا بخويشاوندى ما بپيامبر اكرم قسم مىدهم كه برايم نقل كنى امام عليه السّلام پياده شد سفيان عرضكرد دستور بفرمائيد قلم و دوات بياورند تا بنويسم . قلم و دوات خواستند . سپس فرمود : بنويس . بسم اللَّه الرحمن الرحيم . پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله در مسجد خيف اين سخنان را فرمود : خداوند شاد و خرم كند شخصى را كه سخنم را بشنود و آن را حفظ كند و برساند به كسى كه نشنيده . مردم كسانى كه حضور دارند بغائبين برسانند بسا از حاملين فقه كه فقيه نيستند و بسا از فقيهان كه محتاج فقيه‌تر از خود است . . . تا آن قسمت ادامه داد كه فرمود در راه انجام تعهدات اسلامى مسلمانان حتى كوچكترين مسلمان نيز سعى دارد . همه را سفيان نوشت بعد به امام عرضه داشت امام سوار شد من و سفيان برگشتيم . بين راه سفيان به من گفت بايست تا من اين حديث را خوب دقت كنم به او گفتم به خدا قسم چنان تعهدى را حضرت صادق بر گردن تو بار كرد كه هرگز