تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
بود سياه رنگ ، همچون شبى تاريك از اطراف آن دود بيرون مىآمد امير المؤمنين عليه السّلام فرمود اى ابا محمّد من صاحب اين امر بر اين بندگان هستم . سلمان گفت من سه دسته ديدم طول قامت هر كدام از آنها صد و بيست ذراع بود و دسته دوم هفتاد ذراع و دسته سوم يك گوش خود را زير خود فرش ميكرد و گوش ديگر را روكش و لحاف خود قرار ميداد « 1 » . سپس امير المؤمنين عليه السّلام بباد دستور داد او بجانب كوه قاف حركت كند به آنجا رسيد ديديم از زمرد سبز است و بر روى آن فرشته‌ايست به صورت عقاب ، همين كه فرشته امير المؤمنين عليه السّلام را ديد گفت السّلام عليك يا وصىّ رسول اللَّه و خليفته اجازه ميدهى من حرف بزنم . امام عليه السّلام جواب سلامش را داد و فرمود : اگر مايلى صحبت كن در صورتى كه بخواهى به تو ميگويم ميخواهى چه سؤال از من بكنى . فرشته گفت : تو بفرما يا امير المؤمنين فرمود : ميخواهى به تو اجازه دهم كه بديدن خضر عليه السّلام به روى گفت درست است فرمود به تو اجازه دادم فرشته با سرعت حركت كرد بعد از اينكه گفت بسم اللَّه الرحمن الرحيم سپس روى كوه مقدارى راه رفتيم چيزى نگذشت كه فرشته به مكان خود برگشت بعد از زيارت خضر عليه السّلام سلمان گفت گمان ميكنم اين فرشته خضر را زيارت نكرده بود تا شما به او اجازه ندادى . فرمود قسم به آن خدائى كه آسمان را بدون ستون برافراشته اگر يكى از آنها تصميم داشته باشد به قدر يك نفس كشيدن از جاى خود تغيير محل دهد تا من اجازه ندهم نخواهد رفت حال پسرم حسن نيز چنين خواهد شد بعد از او حسين و نه نفر از اولاد حسين كه نهمى آنها قائم ايشان است . عرض كرديم
هامش
( 1 ) مجلسى در آخر خبر ميگويد اين خبر از اخبار بسيار بعيد است كه در كتابهاى اصول نيامده و ما به همان صورت نقل كرديم و نه رد ميكنيم به خود ائمه عليهم السّلام واميگذاريم .
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 29 | العلامة المجلسي / موسى خسروى