تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
شديم كه نيكوتر از آن نديده بوديم در آن باغ انواع مختلف ميوه‌ها و انگور و نهرهاى جارى و پرندگان روى درخت‌ها به نغمه‌سرائى مشغول بودند . همين كه پرنده‌ها آن جناب را مشاهده كردند ، آمدند اطراف ايشان پر ميزدند تا بالاخره رسيديم بوسط باغ ناگهان جوانى را ديديم كه به پشت خوابيده و دست خود را روى سينه‌اش گذاشته . امير المؤمنين عليه السّلام انگشتر را از گريبان خارج نمود و آن را در انگشت سليمان كرد از جاى حركت كرد و ايستاد و گفت السّلام عليك يا امير المؤمنين و وصى پيامبر خدا ، به خدا قسم تو صديق اكبر و فاروق اعظمى هر كه چنگ بدامن تو زد رستگار شد و هر كه از تو كناره گرفت نااميد و زيانكار گرديد من از خداوند به حق شما اهل بيت درخواست نمودم خداوند اين قدرت را به من داد . سلمان گفت من سخن سليمان بن داود را كه شنيدم نتوانستم خود را نگاهدارم و خود را بر روى پاهاى امير المؤمنين عليه السّلام انداختم و شروع ببوسه نمودم و خداى را سپاسگزارى كردم بر اين نعمت بزرگى كه نصيب من نموده بهدايت يافتن بولايت اهل بيت كه خداوند آنها را از آلودگى پاك و پاكيزه نموده بقيه دوستان من نيز كار مرا انجام دادند . بعد من از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيدم پشت قاف چيست ؟ فرمود : پشت قاف چيزهائى است كه علم شما به آن نميرسد عرض كرديم شما اطلاع داريد ؟ فرمود : علم من نسبت به پشت قاف مانند اطلاع من است از اين دنيا و آنچه در آن است من نگهبان و گواه بر آن هستم پس از پيامبر همچنين اوصياى بعد از من از فرزندانم . سپس فرمود : من براه‌هاى آسمان‌ها آشناتر از راه‌هاى زمين هستم ما اسم مخزون ( مكنون ) هستيم ما اسماء حسنى هستيم كه وقتى خدا را به آن اسمها بخوانند جواب خواهد داد ، ما اسمهاى نوشته شده بر عرش هستيم
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 31 | العلامة المجلسي / موسى خسروى