دنيا در اختيارشان بود و عموم مردم در زمان حيات و سلطنت به آنها احترام مى - گذاشتند و در سخنرانىها بالاى منابر در شرق و غرب آنها را بنام امير المؤمنين ميخواندند كدام يك از پيروانشان بعد از مرگ بقبور ايشان پناه آوردند و در آنجا توبه و انابه به پيشگاه خدا كردند و تقرب بسوى او جستند .
اين لطف خدا است كه حقوق ائمه ما را برملا نمايد و مقام آنها را بمردم بشناساند با اينكه اميد مسائل مالى و مادى از اينها برده نمىشود بر عكس تمام اين اهداف پيش پادشاهان بنى اميه و بنى عباس بود و اين از محالات است كه اظهار علاقه و ارتباط و التجا بقبور ائمه براى اهداف مالى و دنيوى باشد و نه اين كارها را از روى تقيه انجام دادهاند زيرا تقيه براى ائمه بود نه اينكه كسى از آنها تقيه نمايد و هيچ ترسى از جانب آنها براى كسى پيش نمىآمد آنها بر جان خود بيم داشتند از دست ستمگران . ديگر راهى نمىماند جز هدف دينى و اين مطلب عجيبى است كه جز قدرت پروردگار چيز ديگرى نميتواند ترتيب آن را بدهد تا دلهاى خفته را بيدار كند و متوجه نمايد .
با اينكه از نظر نژادى و ارتباط با پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بقيه اولاد معصومين نيز با آنها شريك بودند بيشتر آنها داراى زهد و تقوى و علم نيز بودند اما چنين هم آهنگى و اجماع بر تعظيم و زيارت قبور كه براى ائمه شده براى هيچ كدام از آنها پيش نيامده . بعضى از اولاد پيامبر و عترت غير از ائمه ما عليهم السّلام را گروهى احترام ميكردند و گروهى مخالفشان بودند تازه آنهائى كه احترام ميكردند نه بآنقدر بود كه ائمه ما را مورد تعظيم و ستايش قرار ميدادند اين دليل واضحى است بر آنكه خداوند در مورد ائمه ما عليهم السّلام خرق عادت نموده و طبايع را تغيير داده تا مقام و شخصيت آنها را روشن نمايد و دليلى بر امامت آنها عليهم السّلام باشد .
مجلسى مينويسد : دليل و برهان بر امامت ائمه عليهم السّلام بيش از حد شماره است و در كتب اصحاب و دانشمندان ثبت شده ما در اين كتاب نقل آثار و روايات را
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 284
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٤