تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
بر اين جارى شده باشد يك نوع مخصوص از پرنده‌ها را دوست داشته باشند و با آنها الفت بگيرند و همچنين عادت بعضى از دشمنان خدا جارى شده باشد بر گرفتن نوع مخصوصى از پرنده‌ها در نتيجه‌گيرنده بعضى از پرنده‌ها پسنديده باشند نه بواسطه اين گرفتن بواسطه اعتقادى كه دارند و انتخاب صحيحى كه كرده‌اند بعد مدح و ستايش را به اين حيوانات نسبت داده باشند و حال اينكه مدح مربوط به گيرنده آن است و زبان به تسبيح و دعا به آنها نسبت داده شود از روى مجاز يا اينكه بايد نسبت بگيرنده‌هاى اين پرنده‌ها داد همين حرف را ميگوئيم در مورد دم كه مقابل مدح است . اگر گفته شود چرا نهى وارد شده بگرفتن اين پرنده‌ها در صورتى كه ذم و بدگوئى مربوط بگيرنده آن است و ارتباط به آنها دارد بواسطه كفر و گمراهيشان نه خود اين پرنده‌ها . جواب ميدهيم : ممكن است در گرفتن اين حيوانات كه نهى شده يك نوع مفسده‌اى باشد و خلق و آفرينش آنها در اصل بد نباشد چون آفريده شده‌اند كه از آنها بهره‌بردارى شود از راه‌هاى ديگر نه گرفتن و ارتباط داشتن با آنها و ممكن است گرفتن اين نوع پرنده‌ها شوم باشد و فال بد زده شود . عربها در اين فال بد و شوم بودن مذهب معروفى دارند و اين بجا است بنا بر مذهب كسى كه فال بد زدن را واقعا نفى مىكند زيرا فال بد زدن و شوم بودن گر چه اثرى واقعا ندارد اما دل آدم گرايشى پيدا مىكند و به آن طرف ميرود بطورى كه موجب مقدارى خوددارى و پرهيز از آن مىشود و بر همين معنى حمل مىشود فرمايش امام كه مىفرمايد « كسى كه داراى بيمارى واگير مثل برص و جذام است بر بيمارى كه در حال صحت است وارد نشود » . اما تحريم مار ماهى و چيزهائى كه شبيه آنها است محال نيست بواسطه مفسده در گرفتن آنها چنانچه در بارهء ساير محرمات ميگوئيم اما اعتقاد باينكه مارماهى حرف بزند كه مسخ شده است بواسطه انكار ولايت از چيزهاى خنده