موافقى بوجود آوريم و برگردانيم بمطابقت .
و ما ظواهر قرآن را كه قطع بر صحت و ورود آن داريم بدون باك چنين كنيم هرگز در مورد اخبار آحادى كه علمى را بوجود نمىآورند و مثمر يقين نيستند توقف نخواهيم داشت هر وقت خبرى ديدى بر اين وضع قرار ده و بنا را بر همين قاعده بگذار و حكم مطابق دلائل و حجتهاى عقلى بكن . اگر امكان تاويل و تنزيل و تخريج نبود چارهاى نيست جز اينكه آن اخبار را بايد طرح كرد و به آنها اعتمادى نكرد .
ممكن است به گوئى از اين پرندهها كه زبان بر خلاف ثناى خدا و بد - گوئى اولياى او و عيبجوئى از اصفيا دارند منظور كسانى است كه اين پرندهها را مىگيرند و با آنها ارتباط دارند و اين فريب خوردهها كه علاقه به اين حيوانات دارند و آنها را ميگيرند زبان بر ضد ثناى خدا مىگشايند و بدگوئى از اولياء خدا و دوستانش مينمايند . صحبت كردن را نسبت به آن پرندهها دادهاند در صورتى كه بدگوئى بگيرندگان اين پرندهها مربوط است بواسطه مجاورت و نزديكى بر سبيل مجاز و استعاره چنانچه خداوند سؤال كردن را بقريه نسبت ميدهد با اينكه سؤال بايد از اهل قريه بشود چنانچه مىفرمايد «
وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِساباً شَدِيداً وَ عَذَّبْناها عَذاباً نُكْراً فَذاقَتْ وَبالَ أَمْرِها وَ كانَ عاقِبَةُ أَمْرِها خُسْراً
» در تمام اين آيه چيزى حذف شده فعل نسبت داده شده به چيزى كه در حقيقت متعلق به آن نيست .
مسأله ستايش از پرندههائى بواسطه مدح و ثناى پروردگار و اولياى خدا از همين قبيل است اگر اشكال شود كه چرا گيرندگان و صاحبان اين پرندهها مستحق مدح يا ذم ميشوند بواسطه ارتباط با آنها كه شما مدح و ذم را به آن جهت ميدانيد .
جواب ميدهيم كه ما نگفتيم ارتباط با اين پرندهها موجب مدح يا ذم براى گيرندگان شده است ما ميگوئيم محال نيست كه عادت مؤمنين و اولياى خدا