تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
دار است و از گوينده چنين حرفى بايد تعجب كرد . اما تحريم خرس و ميمون و فيل ، مانند تحريم همه محرمات دينى است و وجه تحريم اختلاف پذير نيست و اعتقاد باينكه اينها مسخ‌شده هستند وقتى مجبور شويم حمل ميكنيم بر اينكه قبلا شكل و قيافه خوب و نامنفورى داشته‌اند بعد به اين صورت زشت و متنفر در آمده‌اند تا موجب نفرت بيشتر شود و جلوگيرى گردد از بهره‌بردارى از آنها . چون بعضى از موجودات امكان ندارد واقعا موجود ديگرى بشوند فرق بين دو موجود زنده كاملا آشكار است چگونه ممكن است يك موجود زنده به صورت موجود ديگرى درآيد . اگر منظور مسخ به اين صورت است كه اين باطل است و اگر چيز ديگرى است در آن مورد بايد دقت بيشتر نمود . اما جريان خربزه ممكن است امير المؤمنين عليه السّلام پس از چشيدن و نفرت از مزه آن و شدت انزجار فرموده است « از آتش به طرف آتش » يعنى اين از خوراك‌هاى اهل آتش است و از چيزهائى است كه شايسته جهنميان است چنانچه ما هم از چيزهائى كه بدمان مىآيد و ناراحت هستيم همين حرف را مىزنيم ممكن است بلند شدن دود از آن هنگام انداختن معجزه‌اى از آن سرور بوده تا تصديق فرمايش ايشان بشود . اما بدگوئى از زمين‌هاى شوره‌زار و غير قابل كشت كه منكر ولايت بوده‌اند در صورتى كه حمل نكنيم بر اينكه ساكنين آنها منكر بوده‌اند معقول نيست و نميتوان پذيرفت و مانند اين آيه است كه خداوند مىفرمايد
وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ
بسيارى از دهات كه سرپيچى كردند از امر خدا و پيامبران كه منظور اهل دهات است . اما نسبت دادن اعتقاد به حق داشتن به بعضى از چهارپايان و نسبت دادن كفر به بعض ديگر از مسائلى است كه مخالف عقل و ضرورت است چون چهارپايان نه عقل دارند و نه كمال و نه تكليف چگونه اعتقاد به حق يا باطل پيدا مىكنند اگر خبرى رسيد كه به ظاهر چنين محال‌هائى را بايد يا آنها را كنار انداخت