بعد قطرهاى ديگر و بجانب مغرب ريخت و قطره سوم را بجانب آسمان براى مرتبه چهارم قطرهاى گرفت و بجانب زمين ريخت و قطره پنجم را گرفت و به دريا ريخت هم من و هم خضر هر دو حيران شديم .
موسى گفت من از خضر پرسيدم نتوانست جواب بگويد در اين موقع چشم ما بصيادى افتاد كه مشغول صيد بود نگاهى بما كرد و گفت چه شده در فكر فرو رفتهايد و تعجب ميكنيد گفتيم شگفت ما از آن پرنده است گفت من يك مرد صيادم ميدانم اين پرنده چه اشارهاى دارد شما با اينكه پيامبريد نميدانيد .
گفتيم ما جز آنچه خداوند تعليم كند نميدانيم گفت اين يك پرنده دريائى است بنام مسلم زيرا وقتى صدا مىكند ميگويد مسلم با اين كار اشاره مىكند كه در آخر الزمان پيامبرى خواهد آمد كه علم تمام شرق و غرب و اهل آسمان و زمين در مقابل علم او مانند اين قطره است نسبت به دريا علم او به ارث ميرسد به پسر عمو و وصيش .
مشاجره ما دو نفر با شنيدن اين جريان تسكين يافت و هر كدام معلومات خود را كم شمرديم با اينكه به خود مىباليديم در اين موقع صياد از نظر ما غائب شد فهميديم او فرشتهاى بود كه خداوند او را فرستاده ما را متوجه نقص و كمبودمان نمايد زيرا ما ادعاى كمال ميكرديم .
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 143
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٣