است با قواعد جمع عرفى و از آن چه كه شاهد بر صحت اين جمع [ است ] آن چيزى است كه در روايات مانعه آمده است كه تعليل شده : اين جمع براى آن است كه زوجه بر ورثه كسى را كه ارث آنها را از بينمىبردداخل نكند ؛ ظاهر اين تعليل است كه مواريث ايشان همان نفس مواريث و نِسب است نه اينكه مواريث را زياد كند و ميراث ايشان را از تركه كم كند و الا شايسته بود كه بگويد حقى براى او در زمين نيست و زمين ميراث آنهاست نه ميراث او ؛ پس مقصود حفظ خود مواريث ايشان است كه براى ايشان فرض شده است ، از دست يافتن زوج جديد به آنها ؛ و اين مطلب در ساختمان يا زمينفرقى نمىكند و مناسب است با محروميّت زوجه از عين فقط و نيز مناسب است با ارث او از قيمت ساختمان و زمين با هم ؛ پس اين شكل از جمع عرفى كه سيد مرتضى بيان كرده است هم متين است و هم مناسب با تعليلى است كه در اكثر اين روايات آمده ؛ پس راى سيد مرتضى ثابت مىشوديعنى محروميّت زوجه از عين عقار و نه قيمت آن ؛ حال يا به طور مطلق يا در خصوص زنى كه اولاد ندارد البته بنابر اينكه به صحيحه ابن اذينه كه بحثش گذشت عمل شود ، همچنانكه مشهور است .
مناقشات وارده بر اشكال دوم فقيه معاصر
بر اشكالاتايشان چند ملاحظه و مناقشه وارد است .
اولين مناقشه بر اشكال دوم بعض الفقهاء
* اولًا : چگونه آيه شريفه بر ارث زوجه از « جميع ما ترك » زوج « صراحت » دارد ؟ اين از كجاى آيه فهميده مىشود ؟ آيا چنين ادّعايى ، بزرگنمايى نيست ؟ !
* ثانياً : در مباحث پيشين پيرامون اطلاق آيه و رد آن بحث كرديم ؛ امّااگر اطلاق آيه را بپذيريم صرفاً در ارث بردن زوجه از جميع ما ترك ميّت « ظهور » دارد و « تصريحى » به آن ندارد .
* ثالثاً : نظر منصفانه در « آيه » اين است كه :
- اولًا : آيه « ظهور در عين و قيمت » دارد .
- ثانياً : آيه « ظهور در جميع ما ترك ميّت » دارد .
ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 377
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٧٧