صريحاند در اينكه او از عين زمين ارث نمىبرداما اينكه از قيمت هم ارث نمىبرد ، روايات در اين باره فقط ظهور دارند نه صراحت ؛ و تعبير اينكه از زمين هيچ چيز نمىبردنيز قابل حمل است بر اينكه : زوجه چيزى از اعيان و نفس زمينها ارث نمىبرد و اينگونه هيچ منافاتى ندارد كه زن از قيمت ارث ببرد ؛ و وقتى ظهورى قوىتر در بين است كه اقتضاى ارث بردن از قيمت را دارد و آن ظهور صراحت ربع و ثمن از تركه در آيه شريفه است پس رفع يد مىشود از ظهور هر كدام از آيه و روايت به نفع صراحت ديگرى .
دومين نكته مستخرجه از دومين اشكال فقيه معاصر
در باب اموال و حقوق ، تفكيك بين « عين » و « قيمت يا ماليت » امرى عرفى و معمول است ؛ شاهد بر اين مدعا ، روايات داله بر محروميّت زوجه از « بناء » ، « آجر » و « چوب » است و همانطور كه روشن است ، در اين روايات ، بين « عين » و « قيمت » در ارث زوجه ، « تفصيل » صورت پذيرفته است . « 1 » « 2 » به عبارت ايشان توجه فرماييد :
« ودعوى : ان التفكيك بين العين والمالية فى تخصيص او تقييد الكتاب وادلة التوريث باخراج العين وابقاء المالية تحتهاامر غير عرفى ؛ مدفوعة : بانه عرفى فى باب الاموال والحقوق ويشهد له نفس روايات الحرمان فى البناء والطوب
والخشب حيثفصلت بين العين والمالية فى ارث الزوجة منها » « 3 »
و ادعاى اينكه : تفكيك ميان عين و قيمت ، تخصيص يا تقييد كتاب و ادله توريث است به اينكه ، عين را خارج مىكند و قيمت را باقى مىگذارد ، امرى غير عرفى است ؛ [ اين ادعا ] دفع شده به اينكه اين قضيه در باب اموال و حقوق عرفى است و شاهد آن هم خود روايات محروميّت در ساختمان و آجر و و چوب است كه ميان عين و ماليت در ارث زوجه از آنها فرق گذاشتهاند .
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : همان
( 2 ) . ر . ك . به : همان
( 3 ) . ر . ك . به : همان ، شماره 45 از صفحهى 32 تا 36 .